فایل صوتی روش های کاربردی درسلوک

خُلق – داستان ذن

یکی از رهروان و شاگردان ذن خدمت استاد بان کی (Ban kei) آمد؛ شکایت کرد و گفت: استاد اخلاق بدی گریبان گیرم شده، چگونه میتوانم

سوپ ترش + داستان ذن

در دِیر، محل عبادت راهبان (بان کی Bankei)، راهبی آشپز به نام «دای ریو»  (Dairyo) تصمیم گرفت از هر جهت مراقب سلامت معلمش باشد و

یک فنجان چای + داستان ذن

روزی از روزها یکی از اساتید دانشگاه برای طرح چند سئوال نزد «نان ئین»(Nan in)، استاد ذن ژاپنی رفت. “نان ئین” او را پذیرفت. او

آفتابگردان + داستان ذن

گُل آفتابگردان رو به نور می‌چرخد، و آدمی رو به خدا. ما همه آفتابگردانیم. اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان

دزد و پاک مرد

درويشی را ضرورتی پيش آمد، گليمى را از خانه يكى از پاك‌مردان دزديد. قاضى فرمود تا دستش بدر کنند. صاحب گليم شفاعت کرد که من

دایره تباه کار نود و نه (۹۹)

آرایشگر فقیری خیلی شاد بود. چون چیزی نداشت که نگرانش باشد. او آرایشگر دربار بود و هر روز برای خدمت نزد شاه می‌رفت. آن چنان

ارزش بخشش

مرد زاهدی که در کوهستان زندگی میکرد، کنار چشمه‌ای نشست تا آبی بنوشد و خستگی در کند. سنگ زیبایی درون چشمه دید. آنرا برداشت و

پیمایش به بالا