پاکی = رهایی

(2 امتیاز)

در میان اولیاء خدا کسانی هستند که کارشان رهایی‌ است. یگانه تعلیم‌شان رهایی است. اینان جز تعلیم رهایی تعلیم دیگری ندارند. رهایی و رهایی‌بخشی کارشان است. هر‌جا که باشند رهایی می‌بخشند. فرقی نمی‌کند کجا باشند و یا در چه زمین و آسمانی به سر برند. آنها حضورشان نوید رهایی است. و در هر کلام‌شان نور رهایی مستتر است. این رهایی سرمایه آغازین سیر بسوی خداست. زیرا تا کسی از بندها رها نشود، سیری بسوی مرکزیت هستی نخواهد داشت. چون در بند است. ای دوست، رهایی آغاز و ابتدای راه است نه انجام و انتهای آن. پیش از هر چیز ابتدا باید آزاد شوی. باید این ذهن‌های تاریک و در بندمان از هر بند و تعلقی آزاد شود تا براه افتد. با هفتاد ذراع زنجیر از انواع شرطی‌شدگی‌ها و القاءات گوناگون جایی نمی‌توان رفت. تنها می‌توان چون حمار طاحونه به دور خود گشت. آری، در میان اولیاء خدا در هر دوره‌ای کسانی هستند که تعلیم‌شان رهایی است. اینان معلومات و محفوظات تو را زیادتر نمی‌کنند. باری بر بارهایت نمی‌افزایند. تو را سنگین‌تر نمی‌کنند. اینان به تو می‌آموزند که چگونه از دانستگی‌ها و باورهای مخرب و ناکارآمد رها شوی. چگونه خود را از منجلاب افکار و احساسات تاریک خلاص کنی. چگونه از هر آلودگی ذهنی و عاطفی رها گردی. پاک شوی، پاکِ پاک. این رهایی که می‌گویم به معنای پاکی است. پاک از هر چیز و هر تعلق.
پاکی، رهایی است. رهایی، پاکی است. و این یعنی آغاز سفر. این رهایی ره‌توشه‌ی ضروری هر سالک است و تو باید از همان ابتدای راه از آن برخوردار باشی. تا بند قایق‌ات را از اسکله جدا نکنی، به دریا رهسپار نمی‌‌شوی. با رهایی است که می‌توان سیر کرد. با رهایی است که می‌توان از چله کمان خارج شد… تو فقط پاک و رها باش، تعلیم‌شان را خوب بگیر، خوب بفهم، بقیهٔ کارها را خود خدا به انجام رسانده است. بدان در هر موقفی -چه زمینی چه آسمانی- چون پاک و رها باشی، رستگاری‌ات قطعی است.

مسعود ریاعی

اشتراک گذاری این مطلب:

دیدگاهتان را بنویسید